تبليغاتX
صحبتهاي دلنشين

بسم الله الرحمن الرحيم


هذا ما اوصت به فاطمه بنت رسول الله اوصت و هى تشهد ان لا اله الا الله و ان محمدا عبده و رسوله و ان الجنه حق و النار حق و ان الساعته آتيته لا ريب فيها و ان الله يبعث من فى القبور يا على انا فاطمه بنت محمد (ص ) زوجنى الله منك لا كون لك فى الدنيا و الاخره انت اولى بى من غيرى حنطنى و غسلنى و كفنى بالليل وصل ولدى السلام الى يوم القيامه .

بنام خداوند بخشنده مهربان


اين وصيت نامه دختر رسول خداست در حالى وصيت مى كند كه شهادت ميدهد خدائى جز خداى يگانه نيست و محمد (ص ) بنده و رسول اوست و بهشت حق است و آتش جهنم حق است و روز قيامت كه هيچ شكى در آن نيست فرا خواهد رسيد و ذات الوهى جميع مردگان را از قبور برانگيزاند و زنده گرداند و همه را وارد محشر فرمايد.
اى على من فاطمه دختر حضرت محمد هستم خدا مرا به ازدواج تو در آورد تا در دنيا و آخرت براى تو باشم و تو از ديگران بر من سزاوارترى . على جان حنوط و غسل و كفن كردن مرا در شب به انجام رسان و شب بر من نماز بگذار و شب مرا دفن كن و هيچ كس را اطلاع نده اينك با شما وداع ميكنم و بر فرزندانم تا روز قيامت سلام و درود ميفرستم

 بحار الانوار جلد ۴۳ صفحه ۲۱۴

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 22:45  توسط غلامرضا عادل  | 



                 ای مسیحای علی اعجاز کن

                                           مشکل مشکل گشاراباز کن


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 16:1  توسط غلامرضا عادل  | 



ميان كوه و دشت؛ به دنبال او ...

جمكران

يکي از آرزوهاي پيروان راستين امامان معصوم عليهم‌السلام آن است که در دوران پنهان زيستي آخرين پيشواي معصوم خويش، به ديدار جمال نوراني آن امام همام نائل آيند. اما از آنجايي که پنهان زيستي آن امام بزرگوار سرّي از اسرار الهي است. درباره ملاقات ايشان در دوران غيبت، بحث‌هاي فراواني به وجود آمده است.

توجه شما را به ديدگاه برخي از مراجع تقليد در اين باره جلب مي‌كنيم.

 
 
حضرت آيت‌الله فاضل لنكراني رحمت‌الله عليه:

يكي از كارهاي مهم زدودن خرافات؛ خصوصا خرافاتي است كه در بين عوام مشهور است؛ مثلا پنج شب «چهارشنبه» به مسجد جمكران مي‌آيند، اگر در شب ششم، به سيدي برخورد كنند، مي‌گويند: قطعا اين امام زمان است!

گرفتاري ما در جامعه، از ناحيه دو گروه است: عده‌اي رسما خودشان و ديگران را به طرف بي‌ديني سوق داده، همه چيز را انكار مي‌كنند و يا زير سوال مي‌برند. در مقابل گروه ديگر، گرفتار يك سري از امور خرافي شده‌اند؛ مثلا در تهران، كسي پيدا شد و ادعا كرد كه با امام زمان عليه‌السلام ملاقات دارد.

جمعيت زيادي هم به او گرايش پيدا كردند. هم چنين ادعا كرده بود كه شش ماه است، امام زمان از قم و مسجد جمكران قهر كرده و به ‌آنجا سر نمي‌زند!

يكي از مسائلي كه امروزه در جامعه به صورت غير صحيح جلوه كرده، مسأله ملاقات و ديدار با امام زمان عليه‌السلام است. در اين رابطه بايد به نكاتي چند توجه داشت:

ما معتقديم كه تمام نعمت‌هايي كه به انسان داده مي‌شود به وسيله آن وجود مقدس «سبب المتصل بين الارض والسماء» است. از طرفي زيارت و ملاقات با معصوم عليه‌السلام بسيار خوب و متسحب است، البته در صورتي كه ممكن باشد. آنچه در ادعيه و زيارتنامه‌ها درباره زيارت آن حضرت آمده، بيانگر حالت شوق و اشتياق به آن وجود مقدس است.

نبايد اين مطلب را در جامعه گسترش دهيم كه بايد بيابان‌ها و كوه و دشت را طي كنيم تا آن حضرت را ببينيم. خود آن حضرت نيز فرموده‌اند: «هر كسي ادعاي مشاهده نموده، بايستي او را تكذيب كنيد.»

اصلا ما نيازي به اين حرف‌ها نداريم؛ آنچه وظيفه ما و همه شيعيان ودوست‌داران آن حضرت است، اشاعه فرهنگ صحيح «مهدويت»، «مهدي زيستي» و «ترويج افكار ائمه عليهم السلام» است.(1)

 

 آيت الله مكارم شيرازي:

«متأسفانه، يك عده سوء استفاده‌گر درباره اين مسئله پيدا شده‌اند. هميشه مهم‌ترين مسائل سازنده، مورد سوء استفاده‌ها قرار گرفته است. مسئله مهدويت هم همين طور است. افراد نادرست گناهكار آلوده تحت عنوان مسايل مربوط به مهدويت، گاهي افراد را اغفال مي‌كنند وسوء استفاده مي‌كنند. در مجالس مي‌آيند مي‌گويند، چشم‌هايتان را ببنديد وديشب حضرت مهدي عليه السلام را ديدم و...!

اين گونه برخوردها، يا ناشي از فكر كوتاه است ويا توطئه‌اي در كار است كه مي‌خواهند ابهت مسئله را بشكنند و خراب كنند! ما بايد به هوش باشيم وجلوي اين سوء استفاده‌ها را بگيريم! آناني كه ناآگاهند، بايد بيدارشان كنيم. آناني كه خبر از نزديك شدن ظهور مي‌دهند، كارشان متزلزل كردن دل‌ها است!

هر كس هنگام ظهور را تعيين كند، به ما دستور داده شده كه تكذيبش كنيم! هر كسي ادعاي رؤيت كند، وظيفه مان اين است كه تكذيبش كنيم. مسايل مهدويت را نبايد به سطح پايين، نازل دهيم. امام زمان عليه السلام به اين كار راضي نيست! هميشه، گرفتار دوستان نادان و دشمنان دانا بوده‌ايم! الان هم گرفتاريم.

بنابراين، در هر دو جبهه، بايد كوشيد. منتهي دراين دو جبهه، دوستان نادان را بيش‌تر بايد ارشاد كرد.در همه اين مراحل، بايد با منطق برخورد كرد. منطق ما، الحمدلله، در مسئله ظهور حضرت مهدي، خيلي قوي است. در اين باره، منطق عقل، آيه، روايت واجماع وجود دارد.(2)


پاورقي‌ها:

1- آيت الله فاضل لنكراني (ره) در ديدار با دانش پژوهان مركز تخصصي مهدويت.

2- آيت الله ناصر مكارم شيرازي در ديدار با دانش پژوهان مركز تخصصي مهدويت، فصلنامه انتظار، ج 11، ص 29-30.

منبع:

سليمانيان، خدامراد، كتاب پرسمان مهدويت

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 16:28  توسط غلامرضا عادل  | 



امام زمان

 

میرزا جواد آقا ملكی

هنوز مسجد بالاسر حضرت معصومه علیها السلام، یادآور حضور سبز آن عارف واصل و نمازهای عارفانه اوست؛ نمازی كه به حضور بزرگانی چون حضرت امام و آیت الله بهاءالدینی زینت می‌یافت. هنوز بیان قدسی و توصیه‌های اخلاقی آن رادمرد الهی در مدرسه فیضیه طنین افكن است. مجتهدی بصیر، عالم اخلاقی كامل و عارف و اصلی كه ارتباط وی با حضرت بقیة الله فراوان ملازمت داشت. با تقوا و ورع بسیار بود. او دایم الحضور بود و لحظه‌ای از یاد خدا بیرون نمی‌رفت. رادمردی كه قبر مطهر او در قبرستان شیخان قم محل استجابت دعا و زیارتگاه عام و خاص مردم است.

حضرت آیت الله حاج سید جعفر شاهرودی اعلی الله مقامه می‌گوید:

« شبی در شاهرود خواب دیدم كه در صحرایی حضرت صاحب الامر (عج) با جماعتی تشریف دارند و گویا به نماز جماعت ایستاده اند. جلو رفتم كه جمالش را زیارت و دستش را بوسه زنم. چون نزدیك شدم شیخ بزرگواری را دیدم كه متصل به آن حضرت ایستاده و آثار جمال و وقار بزرگواری از سیمایش پیداست. چون بیدار شدم، در اطراف آن شیخ فكر كردم كه كیست كه تا این حد نزدیك به امام زمان (عج) است. از پی یافتن او به مشهد رفتم، نیافتم. به تهران آمدم، ندیدم. به قم مشرف شدم، او را در حجره‌ای از حجرات مدرسه فیضیه كه مشغول به تدریس بود، دیدم. پرسیدم كیست؟ گفتند: « عالم ربانی آقا حاج میرزا جواد آقا ملكی تبریزی است. » خدمتش مشرف شدم. تفقد بسیاری كردند و فرمود كی آمدی؟ گویا مرا دیده و شناخته و از قضیه آگاهند. پس ملازمش را اختیار نمودم و او را چنان یافتم كه دیده بودم و می‌خواستم  »

 

منبع:

حسن زاده آملی، در آسمان معرفت، ص 123.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 16:10  توسط غلامرضا عادل  |